يحيى دولت آبادى

117

حيات يحيى ( فارسى )

انجمن اصناف فوق العاده همراهى ميكنم چه در انجمن مركزى اصناف و چه در انجمنهاى صنفى كه متعدد و پىدرپى تشكيل مىشود و كم‌كم تمام كارهاى انجمن بتصويب نگارنده ميگذرد و با چند نفر از رؤساى كسبه انجمن مخصوص داريم و كار انجمن بواسطه قوت بازار بالا گرفته مورد ملاحظه ميگردد و هم در اين ايام خيال ميكنم انجمن خيراتى تأسيس نمايم و صندوقهائى بسازم بصورتيكه از هرگونه تصرف محفوظ باشد دار العجزه و دار الايتامى بنا كنم و فقرا و عجزه را نگاهدارى نمايم براى اين كار مردم را دعوت بهمراهى مينمايم كتابچه مفصلى مينويسم جمعى از كسبه متدين را وكيل صندوق خيرات قرار مىدهم جعبه‌هاى خيرات را ميسازم اوراقى در اين باب طبع كرده منتشر مينمايم و درصدد هستم جعبه‌ها را در گذرها نصب كرده اداره خيراتى راه بيندازم در صورتى كه اين كار بلديه است و يك شخص يا چند شخص نميتوانند باينكارها اقدام نمايند ولى احساسات مرا باقدام در اينكارها واميدارد . خلاصه دو سه ماه روزوشب اوقات صرف ميكنم يكوقت خبردار ميشوم بعضى از معاندين بر ضد من عنوانات نموده ميگويند ميخواهد چهار شاهى كه مردم به فقرا ميدهند آن را هم ندهند و اين كار اعانت فقرا را هم به صورت فرنگىمآبى درآورد تا جان داريم نخواهيم گذارد به اين مقصود برسد و ميشنوم جمعى از اشرار را حاضر كرده‌اند هر روز من بخواهم جعبه‌هاى خيرات را بديوارهاى طهران نصب كنم بريزند بشكنند و ببرند اينست كه دست نگاهميدارم تا بلديه دائر گردد و كار خود را بكند و از تعجيل در عملى كردن اين خيال منصرف ميگردم . و اما اوضاع دربار در اينوقت اوضاع دربار تغيير كلى كرده از اينكه در باب تيول و حقوق كارى بر ضد مجلس نتوانستند بكنند مجلس قدرى قوت گرفته است و خاطر مستبدين افسرده گشته و از هر راه درصدد چاره‌جوئى برميآيند .